خواب خاله هایده
دخترم سلام... از دیشب تا حالا یک لحظه هم از فکر خوابی که خاله دیده بیرون نمیام....حالا برات میگم..... راستش دیروز زنگ زدم به خاله هایده که تولدشو تبریک بگم...بعد از صحبتای معمول وتبریک تولد.. خاله شروع کرد به تعریف این موضوع که (یه خوابی دیدم)میدونی خاله هایده همیشه رویاهای صادقه میبینه وتوی کل خانواده خواب دیدنش مشهوره...پس وقتي اينو گفت من توجهم جلب شد...خلاصه از ايجا به بعدو از زبون خاله تعريف ميکنم..... خاله اينطور گفت که(خواب ديدم کيانا اومده خونمون ايستاده کنار مبل ...منم کنارش ايستادم...يکهو کيانا برميگرده سمت اتاق خواب بچه ها ودستشو دراز ميکنه وميگه....علي علي علي....بعد منم برگشتم به طرف اتاق که ديدم يه نوره سبز خيلي زي...
نویسنده :
مامان کیانا
11:53








