بابا جان فقط پنج دقيقه ، باشه ؟
(دختر زیبای من متنی که میخوام برات بنویسم باباجون برام ایمیل کرده وخیلی آموزنده است...دوست داشتم برای تو هم بنویسم تا در آینده ازش بهره ببری ) در يك پارك زني با يك مرد روي نيمكت نشسته بودند و به كودكاني كه در حال بازي بودند نگاه ميكردند. زن رو به مرد كرد و گفت پسري كه لباس ورزشي قرمز دارد و از سرسره بالا ميرود پسر من است . مرد در جواب گفت : چه پسر زيبايي و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسري كه تاب بازي ميكرد اشاره كرد . مرد نگاهي به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : سامي وقت رفتن است . سامي كه دلش نميآمد از تاب پايين بيايد با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقيقه . باشه ؟ مر...
نویسنده :
مامان کیانا
14:15









