کیک مادر بزرگ
د خمل آبنبات مامان امروز بازم یه قصه برات دارم......... گوش میکنی مامانی......پس يكي بود يكي نبود: پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح میداد که چگونه همه چیز ایراد دارد ... مدرسه، خانواده، دوستان و غیره. مادر بزرگ که مشغول پختن کیک بود، از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم. ـ روغن چه طور؟ ـ نه! ـ و حالا دو تا تخم مرغ. ـ نه مادر بزرگ! ـ آرد چی؟ از آرد خوشت میآید؟ جوش شیرین چه طور؟ ـ نه مادر بزرگ! حالم از همهشان به هم می خورد. ـ بله، همه این چیزها به تنهایی بد به نظر میرسند، اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست میشود. خداوند هم به...
نویسنده :
مامان کیانا
14:35


